X
تبلیغات
رایتل
شنبه 16 اردیبهشت 1391 ساعت 17:19

می خواستم این شعر را به یک فیلسوف تقدیم کنم اما... 

 

من چیستم به جز چند حرف؟ یک کلام!!
آن هم نباشد هستیِ من نیست می شود
من شعر می نویسم که نگاهم کنی، همین
کی با نگاهِ تو مستیِ من نیست می شود؟


یک هیچ ِ بی خودم که پی ساختِ خودم؛
من فتح می کنم! جنگِ خودم را و ناخودم!
یک مستیِ بلند که خوابِ خدای بود...
در جنگِ ناخود و خود، با خدای، با خود م


من را نگاه! تمامِ نگاه های نافذِ جهان
من شعر می نویسم که نگاهم کنی، نگاه
من یک شبم! سیاه مشقِ شبِ شاعرانِ پوچ
خورشید شو... که باز پگاهم کنی، نگاه


یک لحظه دست برنداشتم زِ کوششم
تا آخرین نفس ننشینم به راحتی
آری نگاه! کلام را به رقص آوریم و حال،
یا سال ها زیسته ایم، یا که ساعتی...

 


9 اردیبهشت 91

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
Free counter and web stats
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان