X
تبلیغات
رایتل
جمعه 9 تیر 1391 ساعت 15:30

به اشک های بی اختیاری که صبح امروز از چشم ها جاری شد!  

 

***   

 

از هر طرف که رفت... بود، بیلاخِ زندگی!
آوخ! چه بهره و چه سود؟ بیلاخِ زندگی!
 


فرهاد شد، شیرین به خوابش آمد آن شب
بیدار شد... شیرین نبود! بیلاخِ زندگی!
 


با تیشه اش یک کوه را کند و پس ِ آن؛
شیرین نبود... خسرو ربود! بیلاخِ زندگی!

 
فریادشد، در خود شکست و برقِ چشمش
باران شد و از چشم رود... بیلاخِ زندگی!
 


یک دست پر از جامِ اشک، یک دست تیشه
سیگار خود می کرد دود!! بیلاخِ زندگی!
 


چون لحظه ای تصویرِ خوابِ آن شب آمد
پرشد! پر از شعر و سرود، بیلاخِ زندگی!

 

فارغ شد از سود و زیان، در دست ها هیچ
باید به آرامی بیاسود... بیلاخِ زندگی! 

 


گفتش بخوابم، شاید آید او به خوابم
خوابید و در خوابش نمود؛ بیلاخِ زندگی!
 

 

این بار او خود را به خوابی جاودان زد 

بیلاخ داد بر آن چه بود؛ بیلاخ ِ زندگی. 

 

 

***
  

از حاصل هیچش چو هیچش هم گرفتند
ققنوسِ خیسِ قصه فرسود...بیلاخِ زندگی!
 

 

6تیر91

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
Free counter and web stats
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان