X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 15 مرداد 1391 ساعت 02:44

اندر حکایت دیوانه ای که زمین را، همچون سنگی، به چاه کهکشان ها انداخت و شاعری که قصه اش را نوشت؛



یک روز زمین به دست ِ او سنگی بود
خوابید... زمینِ خوابِ او رنگی بود!
دیوانه شد او به وقت بیدار شدن
سرشار ز خواب، پر ز دلتنگی بود
دستش چو بدید، پر ز رویا شد او
دستی که دگر جای کم و تنگی بود
انداخت زمین چو سنگ او در یک چاه
وقتی به خیالِ دوش آهنگی بود
دیوانه یکی! سنگ یکی! عقل هزار!
یک چاه! که چاهِ پر سنگی بود!!
ققنوس چو قصه اش را می گفت؛
دیوانه نبود و شاعر خنگی بود
اما به تمام عاقلان می خندید،
می دید که چاه، چاهِ پرسنگی بود!



15 مرداد 91

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
Free counter and web stats
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان