X
تبلیغات
رایتل
شنبه 14 بهمن 1391 ساعت 00:49

از همان آغازِ زندگی ام... بی آنکه خرچنگ باشم، عقب عقب رفته ام سال به سال... آن قدر عقب تا به سرآغاز رسیدم! اما درست در همان نقطه، دریافتم رسیدن تنها کلمه ای بود...  رسیدن را می گویم، بی آنکه معنایش را بیابم ناگاه از معنا افتاد. من ماندم و نقطه ای که نقطه هم نبود، دایره ای بود توخالی... شبیه نقطه ای در انتهای ابتدا!

من آنجا بودم! در سرآغاز! ذره ای بودم از آغازِ جهان! آری من بودم! به گمانم من بودم! اما نه باوری بود و نه هیچ هیچ هیچ!

سکوت بود... سکوت... سکوتی که حتی کلمه ای هم نبود.

خواستم کلمه ای بگویم! اما کلمه از معنا افتاده بود...  باید کلمه ای می ساختم تا دریابندم!

صدای من اما _این ذره ای از سرآغازِ جهان_ در دریای سکوت غرق شده بود... در خویش غرق شدم و به خود گفتم؛ کاش زبانِ سکوتم را کسی باشد که دریابد!

اما دریغ! سکوت و تنهایی همزاد یکدیگر بودند... من خودم دیدم، تو اما باور نکن! که کرده است مرا این باور...  باوری در من و نه بیرون از من...

*** 

*** 

*سهراب

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
Free counter and web stats
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان