من به تو نگاه می کنم
تو مرا نگاه می کنی !
من به تو نگاه می کنم !
هر دو دیده ماه می کنم !
تا دو شمس چشم تو
نور در شبم ببارد و
ظلمت از شبم در آرد و ...
ماهتاب شب کنون بتاب !
از نگاه من ! نگاه منتظر !
نوبت نگاه با تو شد !
نور در سیاه شب شده است منتشر ...
تو مرا نگاه می کنی !
ولی چه سان ؟
در نگاه من ،
موج می زند فغان
داد می زند غریو
شکوه می کند صدا ؛
ای امان و ای امان !
آن فعان و آن غریو و آن صدا
آشکار می کنند
راز یک نیاز ...
تو مرا نگاه می کنی دوباره ، باز ،
در نگاه تو سکوت سرد
یک سکوت قصه گو !
قصه گوی رنج و درد !
آن سکوت سرد پوششی است ؟!
پشت آن سکوت آتشی است
آتشی که هر دمی زبانه می کشد ،
هر چه از صداست را سکوت می کند !
لایه های چشم من عیان
ولیک،
لایه های چشم تو نهان !
من به تو نگاه می کنم ؛
در نگاه من فغان فزون شده است !
تو به من نگاه می کنی ؛
انعکاس درد توست در نگاه من
دردها به بی نهایتش رسیده است ؟
تو مرا نگاه می کنی ؛
انعکاس داد من کنون ، در نگاه تو !
تو مرا نگاه می کنی هنوز ...
کاش می شد آن سکوت سرد
گرمتر شود کمی !
می شود ؟ 89
من به تو نگاه می کنم !
هر دو دیده ماه می کنم !
تا دو شمس چشم تو
نور در شبم ببارد و
ظلمت از شبم در آرد و ...
...
چه می شد اگر ساحلی دور بودم

شبی با دو بازوی بگشوده ی خود
تو را می ربودم ... تو را می ربودم ...
...
غروب دریا در عسلویه بسیار زیباست . من هم عکسهای خیلی قشنگی گرفته ام از آنجا.
یه غروب زیبا و یه حس غربت و غریبی عجیب .
و شبهاش رازآلود.
سلام.
یعنی از عسلویه عکس گرفتی ؟ قحطی مکان روی نقشه بود که رفتی عسلویه عکس گرفتی ؟؟ ;)
شعرت رو دوست داشتم.
انعکاس درد توست در نگاه من...
اما در مورد عکس بالای شعرت هم من واقعاْ تشویقت می کنم تو قابلیت بالایی داری نگاهت هم خوبه.
راستی غروب جنوب هم دلگیرها
مرسی ازت
...
البته اگه بعضی ها استاد نیمه راه نباشن ما هم پیشرفت می کنیم ;) ....
....
درباره غروب جنوب به شدت موافقم
می شود؟ منظورم این است که گرمتر می شود.
زیبا بود همچون همیشه
ممنون ازت ...
یه ماموریت اداری دو روزه بود .
فقط ساحلش رو دوست دارم و منطقه ای که هتل هست و شبها و صبحهای زود برای قدم زدن کنار آب . بقیه اش غیر قابل تحمله .
ضمنا شعرت خیلی قشنگ بود .
منم ساحلش رو دوست دارم ... کلا غروب خلیج فارس رویاییه ...
...
ممنون از لطفت به شعر
به به. می بینم که توسط استاد عکست تشویق شده. بچه زرنگ.
شعرت هم که فوق العاده است. این تکه اش رو خیلی دوست داشتم:
آن سکوت سرد پوششی است ؟!
پشت آن سکوت آتشی است
آتشی که هر دمی زبانه می کشد ،
هر چه از صداست را سکوت می کند !
راستی غروب انگار همه جا دلگیره...
استاد لطف داره دیگه ... ما که ارادت داریم بهش.
...
ممنون از اینکه از شعر خوشت اومد...
...
غروب همونقدری که دلگیره زیبا هم هست .... اگر وقتی که خورشید می ره ماه در بیاد زیبایی ش بیشتر هم می شه ...
یخ زده دلش به زیر برف غم
یک غم عمیق و سرد و بیکران
یک سکوت و ترس و درد بی بدیل
یک فغان و یک فغان و یک فغان
آتش دلت اگر که شعله زد
روزی آتش دلش زبانه می کشد
گرمی دو قلب پر عطش دوباره باز
شور و شوق را به خانه می کشد
ممنون از شعر زیبایت ...
سلام ققنوسی


چطوری ؟ خوبی ؟ کجایی بابا ؟؟؟!!!!
هنوز نخوندم چی نوشتی !!!
ها ها هاها
دوست میدارم بخندم
سلام ...
تو خوبی ؟
ما همین اطرافیم ...
چه انعکاسی دارد این نگاه ها.انگار فقط انعکاس است و چیزه دیگری نیست...
فکر کنم باید کمی از گرمای نیمه جان غروب را به امانت گرفت برای گرم تر شده نگاهها.
یخ سکوت شاید این گونه بشکند...
چه راه حلِ خیالی دادما...جدی نگیر!واقعیت که کمک بهت نگنه مجبوری به مجاز و خیال و...پناه ببری.
راستی چطوری پیرمرد؟! با این عکس های دلگیری که می اندازی آدم همچین به فکر فرو میره!
انعکاس نقش کلیدی رو بازی می کنه ....
رو راه حلت فک می کنم ;)
من خوبم ... تو خوبی تین ایجر ؟
دیدن غروبهای خلیج فارس رو شدیدا پیشنهاد می کنم ... یه حسی فراتر از دلگیری تو غروباش هست ...
زندگی در عسلویه تو را تحت تاثیر منوچهر آتشی قرار داده؟!
تحت تاثیر آتش هستیم آنجا ولی راستش آتشی نه
سلام
شعر گرمی بود کلماتش سوزاننده بود ...
یک مکالمه پر از رمز و پر از عشق
عالی بود ...معلوم است که در لحظه نابی سروده شده
ما شعر نمی گوییم ولی شعر را خوب می شناسیم
سلام فرزانه
ممنون از گرمای لطفت ...
رو یکدستی زبون شعرت بیشتر کار کن دوستم....
چشم استادم ... ممنون
خیلیییییییییییییییییییی عالی بود!!!!!!!! اولش باورت میشه فکر کردم مال یه شاعر دیگه است؟
کفم برید آخرشو خوندم
آفرین واقعا
ممنون از لطف زیادت نسیم جان
و من نیازمند یک نگاه تو ام...

ترکیب بی نظیر شعر و تصویر
غروب و دل تنگی
سکوت و سرما
جنوب و گرما
نگاه تو و نگاه من
...
راستی از لطفت ممنون...محموله! رسید
ممنون از لطفت داداشم ...
...
خواهش می کنم
سلام ققنوس خیس
شعر جالبی بود و چقدر با عکسی که گذاشتی هماهنگ. اضطراب این لحظه از شعرت را خیلی دوست داشتم:
...
از نگاه من ! نگاه منتظر !
نوبت نگاه با تو شد !
...
موفق باشی.
سلام ندا
ممنون ...
تو هم همین طور
سلام عزیز چه خبر؟
من تا جمعه شمال هستم دیدار شما مایه مسرت بسیار است
شعر خوبی بود
از این قسمتش بیشتر خوشم آمد :
در نگاه تو سکوت سرد
یک سکوت قصه گو !
قصه گوی رنج و درد !
آن سکوت سرد پوششی است ؟!
پشت آن سکوت آتشی است
آتشی که هر دمی زبانه می کشد ،
هر چه از صداست را سکوت می کند !
زبان استعاره خوبی درش بکار گرفته شده .
متاسفانه من زیبایی چندانی در عسلویه مشاهده نکردم !!
ممنون جناب برزین ...
از اون نوع شعرهایی که دوست داشتنی و هنرمندانه بود
ممنون از لطفت مرمر
عجب سکوت پرباری!
.
.
هر تویی یه دوزخ جدیده..
سلام ...