مُد این روزهای قرن این باشد؛
؛و خدا نیست؛ ذکرالعالمین باشد
من ولی شک ندارم ؛او؛یی هست،
خالقی که هستی آفرین باشد
اشتباهی به این بزرگی را
لابد انجام داده است یک رب
حادثه نیست ، اشتباه بزرگ ؛
من و دنیا و این همه غربت !!
نه ! ببین بینگ بنگ قادر نیست؛
این همه اشتباه یک جا را
من ِ غربتی چه می کنم اینجا؟
بکش از ما ! بکش برون پا را ! مرداد 89
پی نوشت1:
آه !
من و دنیا ... و این همه غربت !
پی نوشت 2:
ابتدا به جای خط ششم کنونی نوشته بودم : لابد انجام داده یک هیبت
جدید بود
با این تعریفی که از خدا و زندگیت کردی بهتر بود تو مصرع آخر به جای «پا» مینوشتی «آن».
سلام آقا سعید ... رسیدن بخیر ... :)
سلام
ممنون از این که سر زدین
و ممنون از لطفتون
توپ رو انداختی تو زمین اون بالایی!؟
عجب شوتی!
:)
اون بالا زمینه یا آسمون ؟ ;)
اگه هر روز از اینا بنویسی قول میدم هر ساعت وبلاگتو ریفرش کنم... من ولی شک ندارم اویی هست...شده روزهایی به هیچی اعتقاد نداشته باشم...به هیچی...ولی هیچ وقت به بودنش شک نداشتم...خیلی خوب بود..نظراتم داره تکراری میشه! یه کم بد بنویس!
خوشحالم که برگشتی..بسیار خوشحالم...
ممنون نسیم جان ... لطف مکرر داری :)
همه آیند و باز باز روند
زنده بودن که خود منازعه است :)
راستی من علت پلورالیسم متنم را نفهمیدم!
میشه توضیح بدی؟...
جالب بود. درگیری ذهنی من این روزها همینه! یه لایک بزرگ..


راستی خط شش کنونی خیلی بهتر و رساتره
حادثه نیست، اشتباه بزرگ
من و دنیا و این همه غربت!
ممنون از لطفت مرمر جان... :)
سلام
خیلی ساده و صمیمی بود
حرف که از دل برآید لاجرم بر دل می نشیند هر چند با زبانی ساده و خودمانی
سلام
ممنون ... سادگی بیان رو همیشه دوست دارم
خوب بود.
اما من با شک اخوان بیشتر موافقم:
«ای همه هستی ز تو پیدا شده/ آیا تو هم هستی؟»
مرسی ...
شعر اخوان هم جالب بود ...
تو مرثیه ای که اخوان واسه فروغ نوشته هم نکات جالبی درباره ی این موضوع هست
من و دنیا و این همه غربت
من و روزها و این همه تنهایی
من و شب ها و این همه بی ستارگی
شعر دوست داشتنی بود
بقول یکی از دوستان :
زمستون خدا گرم دمش گرم
زمین از غصه دق کرده دمش گرم
تو قاموس خدا لوطی گری نیست
خدا نامرد نامرد دمش گرم
مرسی از لطفت ...
خوب توپ رو که انداختی توی زمین بالایی و رب از این حرفها.
اشتباه به نظرم همه چیز تصادف محور در این دنیا...
وقتی آدم کسی رو نداشته باشه که باهاش توپ بازی کنه اینجوری می شه دیگه
آخه در مورد من اشتباه ها یکجا صورت گرفته ! در واقع می شه گفت آن چه اشتباه شدگان ! همه دارند من یکجا دارم !
دنیا (همون نیمای سابق) غم دل گو که غریبانه بگرییم
بیگانه ز هم (همون سر پیش هم آریم سابق) همچو دو دیوانه بگرییم
با سلام و درود خدمت دوست قدیم
در این زمانه غریب پناه بردن به شعر شاید بتواند مرهمی بر زخم ها باشد کما اینکه شما هم در این مسیر گام برمی دارید البته در مورد من برخی از دلایل شخصی هم بی تاثیر نیست
همواره آروزی دیدار و گفتگو دوباره آن عزیز را دارم اما گویا تلفن هایتان به ما راه نمی دهند
سلام حامد عزیز
پس قضیه مشکوک زدن و ... درست بود
نمی دونم والا ولی
ما به شدت مشتاق دیداریم ...
حادثه نیست ، اشتباه بزرگ ؛
من و دنیا و این همه غربت !!
خیلی قشنگ بود
و..
دل تاب تنهایی ندارد
باورنکن تنهایی ات را..
ممنون از لطفتون
سلام
تکلیف همه چی را معلوم کرده ای
یه دفه اون بار امانت لعنتی را پرت کردی... هر جا افتاد افتاد دیگه
سلام
سخته غربت خیلی سخته.
با شعرت خیلی حال کردم
مرسی الیاس جان
بیگ بنگ به من هم دوباره نشون داد که خدایی هست.و چون نشون داد خدایی هست٬بی خیال این شدم که دلیل تنهایی ام را بفهمم.چون حتما دلیلی هست.همان طور که خدایی!
سلام
مهلت ندادی جوهرش خشک بشه!!
...............
این شعر هم قشنگ بود.
از اوناست که منو قلقلک می ده!
سلام و ممنون
موید باشی