1
دلم تنگ است ...
یافتم !
دریافتم ،
چرا خون به مغزم نمی رسد !
2
مغز تعطیل است !
آی ... !
آن چه بر سرم خورد اکنون ،
یک دسته ی بیل است !
طیر ابابیل است !
موشک سجیل است !
مغز که تعطیل است !
آن چه در گلو دارم ،
آه !
بعض که نیست ،
میل است !
یکشنبه است و مغز ،
مشغول خوانش انجیل است !
تا معجزتی کند ،
برای دل ،
آن کس که خدای این ایل است !
مغز که تعطیل است !
آی رگهای خونرسان به مغز!
تنگ تر شوید !
آی چشم های سرکش و مست !
بیش ، تر شوید !
آی اشعار دلکش و نغز !
بیشتر شوید !
می دانم ،
دلم می ترکد امشب ! مرداد 89
و دیگر هیچ...

...............................................................................
پ.ن:ققنوس جوگیر نشی منهدم شی. اونایی که از خاکسترشون پا میشن خیس نیستن! ما فقط همین یه ققنوس رو داریم ها...
این دو مصرع رو هم در وصف تو سرودم:
خیسی ققنوس خیس از فرط آب دیده نیست
زاده در گیلان شدست و خیسیش را چاره نیست
خیس شدم دوباره
مغز منم که تعطیل است .
چقدر خوب است که گاهی مغز هم تعطیل است !
قشنگ بود .
اون اولیه جالب بود..
من این موجزانه ها رو خیلی دوست دارم...
ممنون نسیم ...
ایول واقعاْ عالی بود
من خوشم اومد از اون شعرهای خوبت بود روش کارکن واقعاْ طنز توش خوب دراومده بود.
ممنون از لطفت نفیسه جان ...
شعر جالبی بود برادر
اساسی زده اید به جاده خاکی عزیز مواظب خودتان باشید
در ضمن آغاز ماه رمضان هم فرخنده باد یاد ایام نمایشگاه قرآن هم بخیر
مرسی برادر حامد ...
ممنون
باور کن جاده خاکی به ما زده ....
...
یاد عاصی شدن شدن مصلی از ما بخیر کلا ...
سلام

آهان این یک شعر ققنوسی است هم تیکه داره هم روانه هم پرمغزه هم کنایه داره ...
خلاصه اصل و ارجیناله از این خیلی خوشم اومد:
ْآی چشم های سرکش و مست
بیش ، تر شوید
همین طور این یکی که عالی است :
تا معجزتی کند ،
برای دل ،
آن کس که خدای این ایل است !
مغز که تعطیل است !
از خواندنش سیر نمی شوم دارم با خودم زمزمه اش می کنم
سلام فرزانه جان
البته ققنوس خیسی ...
خوشحالم که خوشت اومد ... ممنون
دوست میداشتیم خوب بود. طنزش بخصوص
میگم مهدی موسوی شعر میده به شاهین نجفی تو هم این شعر رو بده به ۱۲۷ . تو سبک کار اوناست...
این دست استخون نداره م
یل پشت بوم نداره
نون خورده و جون نداره
ممنون مرمر جان ...
کارای 127 رو گوش نکردم تا حالا ...
ولی خوب مهدی موسوی و شاهین نجفی جفتشون کارشون شدیدا درسته ... مرا با نبرد بزرگان چه کار ؟
...
ولی به عنوان یه آرزوی قلبی دوست دارم که نامجو بخونه ! البته آرزوی دوریه ...
سلام
دلت نترکد مواظب باش!
عجالتا داروهای ... نخور!
سلام

ای دل غافل! دقیقا می خواستم بگم این کارت نامجووار بود
و باز می خواستم بگم مغز جمعه ست که تعطیل است، که گفتی یک شنبه ست
خوب دراومده.
خوبه که اینجوری فک کردی ...
خیلی وقته
کرکره هاش پایینه
چون تعطیله
مغزم
با خودم میگم اگه قراره همهی دلتنگیهای عالم به شعر برسه، خوشا دلتنگی.
ممنون ...
خوب اگر بشود از این قضیه چشم پوشی کرد که برای جور کردن وزن با مصرع صقیل «مغز که تعطیل است » که فی النفسه دارای شکست وزن می باشد ، کلی وزن چینی و وزن سازی نموده اید و کمی البته کمی کفه ی ترازوی معنا و وزن در حال لرزشند و صاف و صوف نمی ایستند ... شعر جالبی بود.
از این نظر جالب بود که مغز داشت و از این نظر جالب تر که در عین مغزدار بودن شاعر تلاش برای حفظ ساختار شعری نیز نموده بود ... ما بر این هر دو تلاش درود می فرستیم ...
و اما در باب محتوا
هرچند که بعضی مواقع نباید که در مورد محتوا با شاعر جماعت حرف زد ... بزنند در کار محتوا یا یک جایی آتش می گیرد یا یک کسی ! اما ما دوست داریم به حالتی خیلی کنایه وار در مورد محتوا هم حرف بزنیم و دعا کنیم که نه سیخ کباب بشود و نه کباب ، سیخ!
سخت می گیریم ... از آن روست که گاهی تعطیل شده هنک می نماییم! لونا که خودش را کشت که این مرغ جاودانه ی خیس ، کمی سخت نگیرد اما «من سخت نمی گیرم» را شعار خویش نمود و در راه آن آنقدر ابرام نمود که کارش شبیه سخت گرفتن شد ...
Take it easy hon, and you got that right
سلام لونا
کجایی تو ؟ زنده ای ؟
مرسی ازت ...
اینجا که کشور تعطیلاته.چه اشکالی داره گاهی هم مغز های ما تعطیل بشه؟!
ولی خیلی بهتر باید باشه٬اینکه مغز و دل هر دو با هم کار کنند٬نه اینکه یکی استراحت بکنه که اون یکی بتونه کار بکنه!
از نظر علمی وقتی دل تنگه مغز تعطیله !!!
مغز که خیلی وقته تعطیله. برای شعر اما بازگشایی همان دل کفایت میکند، مغز به راه خود میرود.
در " آیه های سوره ی انسان " ببین مرا !
شعر زیبایی بود.
مغزمان را خود آوردی!
واقعا که تعطیل است...
ممنون ...
قربان مهرت...
ققنوس جان همه جا که تعطیله بزار مغزمان هم تعطیل باشه دیگه
سلام ققنوس خیس
باید تبریک بگم که برای اولین بار آدرس وبلاگتا همراه با کامنتت گذاشتی.
روان شناسا عقیده دارن به هر چیزی که فکر کنی اتفاق می افته شما هم هوای شعراتا داشته باش کم کم دارن خطر ساز می شن
سلام
فک کنم این دفعه هم از دستم در رفت ...
ققنوس با خطر زندگی می کنه همیشه
نمیدانم چرا خون به مغز نمیرسد و هنوز زنده ام ...
درود همشهری گرامی



xub issin
mo ke nodonam mi nire (maghz) key vaa isse o key davaste
u zanat ke va isse ham , hich kas ine men neysa
می پیام بوما؟
تی پیام بوما
تی قربان
اینو بدین نامجو بخونه خیلی باحال میشه!
این رزا دارم قلب میخونم و این شعرا منو یاد درس های نخوندم انداخت
درود
مغز خیلی از ما تعطیل است چه بخواهیم بیاندیشیم و چه ...
خوشمان آمد. خوب می نویسی. موزون.
ممنون