این روزها چه درخشندگی پیدا کرده است اندیشه هایت و نگاه کن و ببین این شور چه دمیده است برقلمت... اینها نشان از سرشاری چیزی در توست ... . درود بر تو و راستی و ایمانت ...*
جنسیت گرایی تا حدی در جامعهی ما پیش رفته که نه تنها مغز خیلی از ما رو از نگاه کردن به جنس بالغ مخالف به عنوان یک ماهیت انسانی ناتوان کرده، بلکه حتی در فرد کودک و نابالغ هم به دنبال تبادلات جنسی میگردیم و از درک این که مجاز نیستیم به پدیدههای انسانی به عنوان ابژهی جنسی نگاه کنیم عاجز میمونیم. توی چنین جامعهای، بنده عبایی ندارم داد بزنم: بله مردم، من یک عقدهای هستم. عقدهی دیده شدن به عنوان یک انسان، سالهاست که در جای جای ذهنیتم، رخنه کرده. عقدهی بزرگ کردن کودکم در فضایی که بشه بهش یاد داد، تمام آدمهای روی کرهی زمین، قبل از مرد یا زن بودن (و بدبختانه قبل از پسربچه بودن یا دختربچه بودن)، انسانند و تو باید یاد بگیری تمام این انسانها رو صرف نظر از این که جنسیتشون موافق توست یا مخالف تو، به خاطر ماهیت انسانیشون دوست داشته باشی. مادر عزیز مهدی گرامی، حق با شماست، من یک عقدهای تمام عیارم...
سلام و هزار لایک و اما پا در کفش شما . بی عشق رخش آهن ما زنگ زده است بی هوش و حواس گشته سر، منگ زده است این چشم یکی را دو سه تا می بیند گویی به رگ ساعد ما بنگ زده است
زیبا بود
با اجازه لینکت می کنم
این روزها چه درخشندگی پیدا کرده است اندیشه هایت و نگاه کن و ببین این شور چه دمیده است برقلمت... اینها نشان از سرشاری چیزی در توست ... .
درود بر تو و راستی و ایمانت ...*
یه رباعی کامل
عالی
eines reinen Lied.
ها نه ؟
آفرین:)
آهنگ جدید و بسیار زیبای صائب خانی به نام رو کن. با 4 کیفیت متفاوت ...
( آهنگ و تنظیم : رضا رفیعی - ترانه : ابوذر اکبری)
سلام خیلی زیبا این عشق تو آب می کند آهن را خیلی کوبنده و عالی تموم کرد ........ شاد و مهربان
یک شعر ناب
چقدر پیشرفت کردی!!!!! آرایه به این خفنی تو شعرته!!!!!!!!باریکلاااا
Ein reines Lied.
ااین قاینس لید.
یک شعر ناب
جنسیت گرایی تا حدی در جامعهی ما پیش رفته که نه تنها مغز خیلی از ما رو از نگاه کردن به جنس بالغ مخالف به عنوان یک ماهیت انسانی ناتوان کرده، بلکه حتی در فرد کودک و نابالغ هم به دنبال تبادلات جنسی میگردیم و از درک این که مجاز نیستیم به پدیدههای انسانی به عنوان ابژهی جنسی نگاه کنیم عاجز میمونیم. توی چنین جامعهای، بنده عبایی ندارم داد بزنم: بله مردم، من یک عقدهای هستم. عقدهی دیده شدن به عنوان یک انسان، سالهاست که در جای جای ذهنیتم، رخنه کرده. عقدهی بزرگ کردن کودکم در فضایی که بشه بهش یاد داد، تمام آدمهای روی کرهی زمین، قبل از مرد یا زن بودن (و بدبختانه قبل از پسربچه بودن یا دختربچه بودن)، انسانند و تو باید یاد بگیری تمام این انسانها رو صرف نظر از این که جنسیتشون موافق توست یا مخالف تو، به خاطر ماهیت انسانیشون دوست داشته باشی. مادر عزیز مهدی گرامی، حق با شماست، من یک عقدهای تمام عیارم...
http://www.chuchul.blogfa.com/post-32.aspx
دوست گرامی ! ما که خودمان به منحصر به فردی خود شما نیست این شعر رو چطوری هضم کنیم؟! ها؟
خیلی قشنگ بود یعنی.
خیلی ملموس بود... با اینکه لمس نکردم...
و این هنر شعر توست...
doostesh dashta ziad
چه حس خوبی داد این شعرت به من
سلام
من کشته مرده ی همزادتم ققنوس خیس
اوف... آدم بابد دلش پیش خودش نباشه تا بفهمه!
سلام

سرحال بودم میومدم
خوب
خوب یعنی خوبا
هزارسلام و درود و لایک به کهنه رفیق!!!
سلام و هزار لایک
و اما پا در کفش شما
.
بی عشق رخش آهن ما زنگ زده است
بی هوش و حواس گشته سر، منگ زده است
این چشم یکی را دو سه تا می بیند
گویی به رگ ساعد ما بنگ زده است
بسیار زیبا واقعا حرف نداشت
این شعرتو حس کردم و دوسش دارم
مانا باش