X
تبلیغات
رایتل
شنبه 18 تیر 1390 ساعت 01:28

امشب به حدی سرخوش و پرشورم که ... چاره ای جز آن ندارم که با قلم و شعر آشتی کنم و بنویسم ! این بی چارگی مثبتم را با نیمه ی ماه ِ امشب در میان گذاشتم  و قلمم از نو روان است بر کاغذ ... امشب ِ شاعرانه ام را با شما قسمت می کنم... سرسختانه و با همه ی وجودم ، در تلاش ساختن آن کس هستم که این شور در لحظه لحظه ی زندگی اش جاری باشد ! و تا آن را نسازم ، دست از سر خودم بر نمی دارم(دست از طلب ندارم ...) تلاشی که به بی تلاشی ِ رقص منجر شود ... کاش . 

 

 

 

من بودم و تو بودی و بین من و تو شور

باید به یک رسم به من ، ای آشنای دور

در سر هوای تو ، در شور گام می زنم

آهنگ وصل به گوشم ، از دیده ی تو نور

در ذهنم آیه ی آغوش ِ تو مرور شد...

دل ریخت در خودش , سرم گیج و مور مور

باید به پا می شدم از نو ، دلم چه شد ؟

آوخ ! چه سخت بود شوم باز جمع و جور

مستانه پا شدم آخر ، پاتیل گام زنان

چون گرم ِ امن ِ کنارت ، در سر بشد مرور

خورشید چشم ِ تو من را ، فانوس ِ هادی راه

از نور ِ بی نهایتش ، چشم هام گشت کور

با چشم های بسته ی بازم به سوی تو

با اشتیاق ِ هویدا ، با نغمه و سرور ...

رقصان به راه گشتم و از قیدها رها

سر بر فراز ابرها ، آزاد و پر غرور

در راه پر خطر و سرشکن شدم

رویینه تن به عشق ، ببار ای بلای شور 

 

*** 

 

من بودم و من ِ من ! ققنوس ِ من بسوز

باید به یک رسم به من ، از آشنای دور

بی واسطه ، بدون ریا ، ما دو تن رها

یک می شویم با شکوه ، ما دو لخت و عور

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
Free counter and web stats
طراحی سایت تاریخ ایران لینکدونی تبادل لینک Used Engines دانلود کتاب اسطوره اساطیر Ancient Civilizations Eski Tarih تاریح القدیم دایرکتوری تبادل لینک مشاهیر چهره های ماندگار دکتر شریعتی لینک های داغ دانلود کتاب رایگان ابهر abhar تاریخ فلسفه اخبار خبر ایران باستان تبلیغات آگهی رایگان آشپزی تبادل لینک مجله پزشکی فارس نویس فروشگاه نیازمندی ها شعر پارسی فارسی آگهی رایگان تبلیغات رایگان download دانلود مصر باستان